شاید نفسم، دلیل زنده بودنم باشه اما بی شک تو تنها دلیل همین نفسی همسر عزیزتر از جانم...
تاريخ : دوشنبه هجدهم دی ۱۳۹۶ | ۱۰:۴۷ ق.ظ | نویسنده : سمیرا و آرمان |
ما را در سایت سرگذشت ما دو عاشق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 67 تاريخ: سه شنبه 26 دی 1396 ساعت: 5:48
همسفرم، در این سفر پر خاطره ی پر مخاطره!بارها گفته ام، و تو خوب می دانی، که ارزش نهایی هر زندگی در حضور لحظه های سرشار از احساس خوشبختی در آن است.در یکنواختی و سکون، هیچ چیز وجود ندارد چه رسد به خوشبختیکه ناگزیر ، از پویشی دائمی سرچشمه می گیرد.ما نباید بگذاریم که هیچ جزئی از زندگی مان در دام تکرار، گرفتار شود.صیاد سعادت، چشم بر این دام دوخته است...من باز هم از تکرار با تو سخن خواهم گفت - اما به لحنی و صورتی دیگر.همسفر ابدی من تا 8 بهمن 96 فقط 14 روز مونده که یکسالگی پیوند عقدمون رو جشن بگیریم... پارسال همه شهر به یمن عقد ما سفیدپوش شد...یادش بخیر چقد زود گذشت... و از اون روز هر ثانیه من و تو اندازه هزاران سال به هم دلبسته میشیم...و من هر روز بیشتر شیرینی بله پارسال رو حس میکنم...برچسبها: سمیرا سرگذشت ما دو عاشق...ما را در سایت سرگذشت ما دو عاشق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 41 تاريخ: سه شنبه 26 دی 1396 ساعت: 5:48